صفحه اصلی
دبیرستان مفید منطقه سهمفید ونک



  چاپ        ارسال به دوست

عمومی

گزارش هشتمین بازارچه خیریه امید (19 اسفند 95)

روز پنج شنبه و صدایم مثل هرروز با کمی هنجار ، خمیازه اش میگیرد و صدایم میکند که بیدار شو ؛ دیگر خواب بس است .

بلند می­شوم و صدایم را صاف می­کنم تا مبادا شکایت کند.

مدرسه صدایم می­کند ، چهارچوب مدرسه طلب محصّل می­کند ، ای کاش آن در طلب خود ، من را به تنهایی درخواست کند.

به خود رسیدگی می­کنم و موهایم را شانه می­زنم ، پس از مدتی در ون نشستن و لغزش باد روی صورتم و نوازش آن بر پلک های خسته ام به مدرسه می­رسم.

وارد مدرسه که می­شوم بوی عشق و همدلی و همکاری مشامم را به بهشت می­برد.

هدف هایی روشن ، غم هایی با هدف ، غرفه هایی زیبا و رنگین. بوی خمیر تازه ی پیراشکی که آب از دهنم راه می­اندازد.

کتاب هایی برای فروش که جمله هایش افکارم را می­گیرد و به سمت خود می­کشد . نویسنده اش با افکارم حرف می­زند تا کتابش را بخرم ؛ اما هنوز زمان شروع بازارچه فرا نرسیده.

پول هایم را با بُن بازارچه که به نظر بی مصرف و بی طراوت می­آیند عوض می­کنم . با اینکه خشکی کاغذش طراوت دستم را می گیرد ولی ارزش با طراوت شدن روح یک نیازمند را دارد ، باشد که همیشه روح نیازمندان با هدف خیر ما جلا و طراوت یابد.
اینجا ، خیریه ­ی امید

متن: دانش آموز سینا صدقی

عکس: دانش آموز محمدیاسین پوینده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


٠٧:٥٧ - 1396/01/17    /    شماره : ٥٠٨٧    /    تعداد نمایش : ٣١٧